معرفی

شهری که اکنون خسروشاه نامیده می‌شود در هزاره اول قبل از میلاد، منطقه مسکونی قبیله‌ای بوده و نامش در آن زمان «آنیاشتانیا» بوده‌است. مطابق نوشته دیاکونف، مورخ مشهور روسی، در دوران حکومت ماد، قلاع این منطقه استراتژیکی بوده است. آنیاشتانیا هم مستثنی از این قاعده نبوده‌است. بنابراین آنیاشتانیا در منطقه‌ای که دارای دیوارهای بلند با ارتفاع ۵ الی ۷ ذرع و عرض ۲ الی ۳ ذرع و برج‌هایی به فاصله ۲۰۰ ذرع از همدیگر به‌صورت مضرس و دندانه‌دار بنا شده بود. این قلعه را مانند قلاع دیگر، رئیس ویس (قبیله) اداره می‌کرد و کنترل تمامی آن و همچنین باز و بسته بودن دروازه‌ها با دستور رئیس ویس امکان‌پذیر بوده‌است. روزها صبح زود فقط یک دروازه باز می‌شد و دامداران رمه‌های خود را به چرا می‌بردند، اما شب‌ها دروازه بسته می‌شد. در مراسم و جشن‌های مخصوص کشاورزان و دامداران به‌دستور رئیس قبیله هر دو دروازه باز می‌شد، اما هنگام احساس خطر و حمله قبایل دیگر فوراً دروازه‌ها بسته می‌شد و قلعه حالت جنگی به خود می‌گرفت. در فاصله‌ای نه چندان دور، قلعه دیگری به نام «قلعه دینگو» قرار داشت که در آن قلعه نیز که کوچک‌تر از آنیاشتانیا بوده، قبیله دیگری می‌زیستند که گاهی مورد هجوم قلعه آنیاشتانیا و یا بالعکس قرار می‌گرفتند.

اطلاعات تماس
  • آدرس: خسروشاه،
    کمربندی شهید کلانتری
  • تلفن: 984132442212+
  • ایمیل: info [ @ ] khosrowshah.ir

نگاهی گذرا به زندگی امام حسن عسگری(ع)/ امامی که بیشترین زمان عمر خود را در زندان سپری کرد!

مولای مهربانم ! در اخبار مربوط به کودکیتان نوشته شده که لحظه ای که عمویتان؛ جعفر کذاب ؛مدعی امامت بعد از پدرتان ، خواست بر پیکر مطهر پدرتان ، امام معصوممان (ع) نماز بخواند ، از یکی از اتاقهای منزل بیرون آمده ، او را کنار زده و بر پیکر پدر نماز گذارید و ازآن پس از نگاههای دوست و دشمن و آنانی که قصد جانتان را داشتند، پنهان شدید.

مولای غریب! هشتم ربیع الاول ؛ تنها یادآور شهادت پدر بزرگوارتان؛امام حسن عسکری علیه السلام به زهر ستم بنی عباس نیست، یادآور شروع غربت و غیبت شما که در پنجمین بهار کودکیتان حتی به اندازه ی یک غسل و کفن و دفن نتوانستید پیکر مطهرپدر را همراهی کنید، نیز هست.
مولای مهربانم ! در اخبار مربوط به کودکیتان نوشته شده که لحظه ای که عمویتان؛ جعفر کذاب ؛مدعی امامت بعد از پدرتان ، خواست بر پیکر مطهر پدرتان ، امام معصوممان (ع) نماز بخواند ، از یکی از اتاقهای منزل بیرون آمده ، او را کنار زده و بر پیکر پدر نماز گذارید و ازآن پس از نگاههای دوست و دشمن و آنانی که قصد جانتان را داشتند، پنهان شدید.
اما... یتیمی و تنهایی و... غربتتان که هنوز هم بعد از قرنها ادامه دارد،همچنان نانوشته است....

به امید آمدنتان

امام حسن عسکری، یازدهمین پیشوای شیعیان، در سال ۲۳۲ ه. ق چشم به جهان گشود (۱). پدرش امام دهم، حضرت هادی - علیه السلام - و مادرش بانوی پارسا و شایسته، «حُدَیثه»، است (۲) که برخی، از او بنام «سوسن» یاد کرده‌اند (۳). این بانوی گرامی، از زنان نیکو کار و دارای بینش اسلامی بود و در فضیلت او همین بس که پس از شهادت امام حسن عسکری - علیه السلام - پناهگاه و نقطه اتّکای شیعیان در آن مقطع زمانی بسیار بحرانی و پر اضطراب بود .(۴)

از آنجا که پیشوای یازدهم به دستور خلیفه عباسی در «سامّرا»، در محله «عسکر» سکونت (اجباری) داشت، به همین جهت «عسکری» نامیده می‌شود.(۵)
از مشهورترین القاب دیگر حضرت، «نقی» و «زکی» (۶) وکنیه‌اش «ابو محمد» است. ایشان ۲۲ ساله بودند که پدر ارجمندشان به شهادت رسیدند. مدّت امامتشان ۶ سال و عمر شریفشان ۲۸ سال بود. در سال ۲۶۰ هجری قمری به وسیله معتمد عباسی به شهادت رسیدند و در خانه خود در سامّرا در کنار مرقد پدرشان به خاک سپرده شدند. (۷)

فعالیتهای امام حسن عسکری علیه السلام
امام عسکری، با وجود همه فشارها و کنترل‌ها و مراقبتهای بی وقفه حکومت عباسی، یک سلسله فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و علمی در جهت حفظ اسلام و مبارزه با افکار ضد اسلامی انجام می‌دادند که می‌توان آنها را بدین گونه خلاصه کرد:


۱-کوششهای علمی در دفاع از آیین اسلام و ردّ اشکال‌ها و شبهات مخالفان، و نیز تبیین اندیشه صحیح اسلامی،
گرچه امام عسکری به حکم شرائط نامساعد و محدودیت بسیار شدیدی که حکومت عباسی برقرار کرده بود، موفق به گسترش دانش دامنه دار خود در سطح کل جامعه نشدند، اما در عین حال، با همان فشار و خفقان شاگردانی تربیت کردند که هر کدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف اسلام و رفع شبهات دشمنان نقش مؤثری داشتند.

شیخ طوسی» تعداد شاگردان حضرت را متجاوز از صد نفر ثبت کرده است (۸) که در میان آنان چهره‌های روشن، شخصیت‌های برجسته و مردان وارسته‌ای مانند: احمد بن اسحاق اشعری قمی، ابو هاشم داود بن قاسم جعفری، عبدالله بن جعفر حمیری، ابو عمرو عثمان بن سعید عَمری، علی بن جعفر و محمد بن حسن صفّار به چشم می‌خورند که شرح خدمات و کوششهای آنان در این مقاله نمی‌گنجد و زندگینامه پر افتخار و آموزنده آنان را می‌توان در کتب رجال خواند.

علاوه بر تربیت این شاگردان، گاهی چنان مشکلات و تنگناهایی برای مسلمانان پیش می‌آمد که جز حضرت عسکری کسی از عهده حل آنها بر نمی‌آمد. امام در این گونه مواقع، در پرتو علم امامت، با یک تدبیر فوق العاده، بن بست را می‌شکست و مشکل را حل می‌کرد.
یک سال در سامّرا قحطی سختی پیش آمد. «معتمد»، خلیفه وقت، فرمان داد مردم به نماز استسقا (طلب باران) بروند. مردم سه روز پی در پی برای نماز به مصلاّ رفتند و دست به دعا بر داشتند، ولی باران نیامد. روز چهارم «جاثِلیق»، بزرگ اسقفان مسیحی، همراه مسیحیان و راهبان به صحرا رفت. یکی از راهبان هر وقت دست خود را به سوی آسمان بلند می‌کرد بارانی درشت فرو می‌بارید. روز بعد نیز جاثلیق همان کار را کرد و آنقدر باران آمد که دیگر مردم تقاضای باران نداشتند، و همین امر موجب شگفت مردم و نیز شک و تردید و تمایل به مسیحیت در میان بسیاری از مسلمانان شد. این وضع بر خلیفه ناگوار آمد و ناگزیر امام را که زندانی بود، به دربار خواست و گفت: امت جدت را دریاب که گمراه شدند!
امام فرمود: از جاثلیق و راهبان بخواه که فردا سه شنبه به صحرا بروند.

خلیفه گفت: مردم دیگر باران نمی‌خواهند، چون به قدر کافی باران آمده است، بنابراین به صحرا رفتن چه فایده‌ای دارد؟
امام فرمود: برای آنکه ان شأ الله تعالی شک و شبهه را برطرف سازم.
خلیفه فرمان داد پیشوای مسیحیان همراه راهبان سه شنبه به صحرا رفتند. امام عسکری - علیه السلام - نیز در میان جمعیت عظیمی از مردم به صحرا آمد. آنگاه مسیحیان و راهبان برای طلب باران دست به سوی آسمان برداشتند. آسمان ابری شد و باران آمد. امام فرمان دست راهب معینی را بگیرند و آنچه در میان انگشتان اوست بیرون آوردند. در میان انگشتان او استخوان سیاه فامی از استخوانهای آدمی یافتند. امام استخوان را گرفت، در پارچه‌ای پیچید و به راهب فرمود: اینک طلب باران کن! راهب این بار نیز دست به آسمان برداشت، اما به عکس ابر کنار رفت و خورشید نمایان شد! مردم شگفت زده شدند. خلیفه از امام پرسید:
این استخوان چیست؟
امام فرمود: این استخوان پیامبری از پیامبران الهی است که از قبور برخی پیامبران برداشته‌اند و استخوان هیچ پیامبری ظاهر نمی‌گردد جز آنکه باران نازل می‌شود. خلیفه امام را تحسین کرد. استخوان را آزمودند، دیدند همان طور است که امام می‌فرماید.
این حادثه باعث شد که امام از زندان آزاد شود و احترام او در افکار عمومی بالا رود. در این هنگام امام از فرصت استفاده کرده و آزادی یاران خود را که با آن حضرت در زندان بودند، از خلیفه خواست و او نیز خواسته حضرت را به جا آورد (۹)
۲-ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان مناطق مختلف از طریق نمایندگان و اعزام پیک‌ها و ارسال پیامها
در زمان امام عسکری - علیه السلام - تشیع در مناطق مختلف و شهرهای متعددی گسترش و شیعیان در نقاط فراوانی تمرکز یافته بودند. شهرها و مناطقی مانند: کوفه، بغداد، نیشابور، قم، آبه (آوه)، مدائن، خراسان، یمن ،ری، آذربایجان، سامّرا، جرجان و بصره از پایگاههای شیعیان به شمار می‌رفتند. (۱۰)

گستردگی و پراکندگی مراکز تجمع شیعیان، وجود سازمان ارتباطی منظمی را ایجاب می‌کرد تا پیوند شیعیان را با حوزه امامت از یک سو، و ارتباط آنان را با همدیگر از سوی دوم برقرار سازد، و از این رهگذر، آنان را از نظر دینی و سیاسی رهبری و سازماندهی کند.
این نیاز، از زمان امام نهم احساس می‌شد و از آن زمان شبکه ارتباطی وکالت و نصب نمایندگان در مناطق گوناگون، به منظور برقراری چنین سیستمی، به مورد اجرا گذاشته می‌شد.

این برنامه در زمان امام عسکری - علیه السلام - نیز تعقیب گردید: به گواهی اسناد و شواهد تاریخی، امام عسکری - علیه السلام - نمایندگانی از میان چهره‌های درخشان و شخصیتهای برجسته شیعیان، برگزیده، در مناطق متعدد منصوب کرده و با آنان در ارتباط بود و از این طریق پیروان تشیع را در همه مناطق زیر نظر داشت. از میان این نمایندگان، می‌توان از «ابراهیم بن عبده»، نماینده امام در «نیشابور»، یاد کرد.
یکی دیگر از نمایندگان امام «احمد بن اسحاق بن عبدالله قمی اشعری»، از یاران خاص امام و از شخصیتهای بزرگ شیعی در قم، بود.
بعضی از دانشمندان علم رجال، از او به عنوان رابط بین قمی‌ها و امام و از جمله اصحاب خاص آن حضرت یاد کرده‌اند (۱۱)
«ابراهیم بن مهزیار» اهوازی، یکی دیگر از وکلای امام بود. اموالی از بیت المال نزد او جمع آوری شده بود و موفق نشده بود به حضرت عسکری تحویل دهد. پس از شهادت امام، هنگامی که ابراهیم بیمار شد، به فرزندش محمد وصیت کرد که آن اموال را به محضر حضرت صاحب الزمان برساند. او نیز این مأموریت را انجام داد و به جای پدرش به نمایندگی امام دوازدهم منصوب گردید (۱۲)

در رأس سلسله مراتب وکلای امام، «محمد بن عثمان عَمری» قرار داشت که وکلای دیگر، به وسیله او با امام در ارتباط بودند. آنان نوعاً اموال و وجوه جمع آوری شده را به وی تحویل می‌دادند و او به محضر امام می‌رساند (۱۳)

پیک‌ها و نامه‌ها
علاوه بر شبکه ارتباطی وکالت، امام از طریق اعزام پیک‌ها نیز با شیعیان و پیروان خود ارتباط برقرار می‌ساخت و از این رهگذر مشکلات آنان را برطرف می‌کرد. در این زمینه، به عنوان نمونه، می‌توان از فعالیتهای «ابوالأدیان»، یکی از نزدیکترین یاران امام یاد کرد (۱۴). او نامه‌ها و پیامهای امام را به پیروان آن حضرت می‌رساند، و متقابلاً نامه‌ها، و سؤالها، مشکلات، خمس و دیگر وجوه ارسالی شیعیان را دریافت نموده و در سامّرا به محضر امام عسکری می‌رساند.
گذشته از پیک‌ها، امام از طریق مکاتبه نیز با شیعیان ارتباط برقرار می‌ساخت و از این رهگذر آنان را زیر چتر هدایت خویش قرار می‌داد. نامه‌ای که امام به «ابن بابویه» نوشته نمونه‌ای از این نامه‌ها است (۱۵) بر اساس روایتی، امام عسکری بامداد روز هشتم ربیع الأول سال ۲۶۰ ه'، اندکی پیش از رحلت، نامه‌های فراوانی به مردم مدینه نوشت (۱۶)

۳-فعالیتهای سرّی سیاسی بر رغم تمامی کنترل‌ها و مراقبتهای حکومت عباسی،
امام عسکری - علیه السلام - به رغم تمامی محدودیتها و کنترل‌هایی که از طرف دستگاه خلافت به عمل می‌آمد، یک سلسله فعالیتهای سرّی سیاسی را رهبری می‌کرد که با گزینش شیوه‌های بسیار ظریف پنهان‌کاری، از چشم بیدار و مراقب جاسوسان دربار، بدور می‌ماند. در این زمینه نمونه‌های فراوانی به چشم می‌خورد که ذیلاً دو مورد آن را از نظر خوانندگان محترم می‌گذرانیم:
«عثمان بن سعید عَمری» که از نزدیکترین و صمیمی‌ترین یاران امام بود (۱۷)، زیر پوشش روغن فروشی فعالیت می‌کرد. شیعیان و پیروان حضرت عسکری - علیه السلام - اموال و وجوهی را که می‌خواستند به امام تحویل دهند، به او می‌رساندند و او آنها را در ظرفها و مشکهای روغن قرار داده و به حضور امام می‌رساند (۱۸)

۴-حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان، بویژه یاران خاص خود
یکی دیگر از موضعگیریهای امام عسکری - علیه السلام حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان، بویژه از یاران خاص و نزدیک آن حضرت، بود. با یک مطالعه در زندگانی آن حضرت، این مطلب به خوبی آشکار می‌شود که گاهی برخی از یاران امام، از تنگنای مالی، در محضر امام شکوه می‌کردند و حضرت، گرفتاری مالی آنان را برطرف می‌ساخت و گاه حتی پیش از آنکه اظهار کنند، امام مشکل آنان را برطرف می‌کرد. این اقدام امام مانع از آن می‌شد که آنان زیر فشار مالی، جذب دستگاه حکومت عباسی شوند. در این زمینه می‌توان برای نمونه چند مورد زیر را یاد کرد:
«ابو هاشم جعفری» می‌گوید: از نظر مالی در مضیقه بودم. خواستم وضع خود را طی نامه‌ای به امام عسکری - علیه السلام - بنویسم، ولی خجالت کشیدم و صرفنظر کردم. وقتی که وارد منزل شدم، امام صد دینار برای من فرستاد و طی نامه‌ای نوشت: هر وقت احتیاج داشتی، خجالت نکش، و پروا مکن، و از ما بخواه که به خواست خدا به مقصود خود می‌رسی .(۱۹)

با مطالعه در زندگی امام عسکری چنین به نظر می‌رسد که آن حضرت بیش از امامان دیگر آگاهی غیبی خود را آشکار می نمودند.
به نظر می‌رسد علت این امر شرائط نامساعد و جوّ پر اختناقی بود که امام یازدهم و پدرشان امام هادی در آن زندگی می‌کردند؛ زیرا از وقتی که امام هادی از سر اجبار به سامّرا منتقل گردیدند، به شدّت تحت مراقبت و کنترل بودند، از این رو امکان معرفی فرزندش «حسن» به عموم شیعیان به عنوان امام بعدی وجود نداشت و اصولاً این کار، حیات او را از ناحیه حکومت وقت در معرض خطر جدی قرار می‌داد. به همین جهت کار معرفی امام عسکری - علیه السلام - به شیعیان و گواه گرفتن آنان در این باب، در ماههای پایانی عمر امام هادی - علیه السلام - صورت گرفت، (۲۰) به طوری که هنگام رحلت آن حضرت هنوز بسیاری از شیعیان از امامت حضرت «حسن عسکری» آگاهی نداشتند (۲۱)
گویا عامل دیگری نیز در این زمینه بی تأثیر نبوده و آن اعتقاد گروهی از شیعیان به امامت «محمد بن علی»، برادر حضرت عسکری، در زمان حیات امام هادی بوده است. این گروه بر اساس همین پندار او را در محضر امام هادی احترام می‌کردند، ولی حضرت با این پندار مبارزه می‌کرد و آنان را به امامت فرزندش حسن راهنمایی می‌نمود.
پس از شهادت حضرت هادی گروهی از خیانتکاران و نادانان، مردم و منحرف ساختن افکار از امامت حضرت عسکری پرداختند.
این عوامل دست به دست هم داده و موجب شک و تردید گروهی از شیعیان در امامت آن حضرت در آغاز کار گردیده بود، چنانکه برخی از آنان در صدد آزمایش امام بر می‌آمدند (۲۲) این تزلزل‌ها و تردیدها به حدّی بود که امام در پاسخ گروهی از شیعیان در این زمینه با آزردگی و رنجش فراوانی نوشت:
هیچ یک از پدرانم، مانند من، گرفتار شک و تزلزل شیعیان در امر امامت نشده‌اند … » (۲۳)
امام عسکری برای زدودن زنگار این شکها و تردیدها، و نیز گاه برای حفظ یاران خود از خطر، و یا دلگرمی آنان، و یا هدایت گمراهان، ناگزیر می‌شد پرده‌های حجاب را کنار زده، از آن سوی جهان ظاهر، خبر دهد، و این، از مؤثرترین شیوه‌های جلب مخالفان و تقویت ایمان شیعیان بود.
«ابوهاشم جعفری» می‌گوید: هر وقت به حضور امام عسکری علیه السلام می‌رسیدم، برهان و نشانه تازه‌ای بر امامت او مشاهده می‌کردم (۲۴)

۵ -آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت فرزند خود امام دوازدهم
از آنجا که غایب شدن امام و رهبر هر جمعیتی، یک حادثه غیر طبیعی و نامأنوس است و باور کردن آن و نیز تحمل مشکلات ناشی از آن برای نوع مردم دشوار می‌باشد، پیامبر اسلام و امامان پیشین به تدریج مردم را با این موضوع آشنا ساخته و افکار را برای پذیرش آن آماده می‌کردند.
این تلاش در عصر امام هادی - علیه السلام - و امام عسکری - علیه السلام - که زمان غیبت نزدیک می‌شد، به صورت محسوس‌تری به چشم می‌خورد. چنانکه در زمان امام هادی علیه السلام آن حضرت اقدامات خود را نوعاً توسط نمایندگان انجام می‌داد و کمتر شخصاً با افراد تماس می‌گرفت.

این معنا در زمان امام عسکری - علیه السلام - جلوه بیشتری یافت؛ زیرا امام از یک طرف، با وجود تأکید بر تولد حضرت مهدی - علیه السلام - او را تنها به شیعیان خاصّ و بسیار نزدیک نشان می‌داد و از طرف دیگر تماس مستقیم شیعیان با خود آن حضرت روز به روز محدودتر و کمتر می‌شد، به طوری که حتی در خود شهر سامّرا به مراجعات و مسائل شیعیان از طریق نامه یا توسط نمایندگان خویش پاسخ می‌داد و بدین ترتیب آنان را برای تحمل اوضاع و شرائط و تکالیف عصر غیبت و ارتباط غیر مستقیم با امام آمده می‌ساخت.
«احمد بن اسحاق»، یکی از یاران خاص و گرانقدر امام عسکری - علیه السلام -، می‌گوید: به حضور امام عسکری - علیه السلام - رسیدم می‌خواستم درباره امام بعد از او بپرسم، حضرت پیش از سؤال من فرمود:
ای «احمد بن اسحاق» ! خداوند از زمانی که آدم را آفریده تا روز رستاخیز، هرگز زمین را از «حجت» خالی نگذاشته و نمی‌گذارد. خداوند از برکت وجود «حجت» خود در زمین، بلا را از مردم جهان دفع می‌کند و باران می‌فرستد و برکات نهفته در دل زمین را آشکار می‌سازد.
عرض کردم: پیشوا و امام بعد از شما کیست؟ حضرت برخاست و به اطاق دیگر رفت و طولی نکشید که برگشت، در حالی که پسر بچه‌ای را که حدود سه سال داشت و رخسارش همچون ماه شب چهارده می‌درخشید به دوش گرفته بود.
فرمود: «احمد بن اسحاق» ! اگر پیش خدا و امامان محترم نبودی، این پسرم را به تو نشان نمی‌دادم، او همنام و هم کنیه رسول خداست، زمین را پر از عدل و داد می‌کند. چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد. او در میان این امت (از نظر طول غیبت) همچون «خضر» و «ذوالقرنین» است، او غیبتی خواهد داشت، که (در اثر طولانی بودن آن) بسیاری به شک خواهند افتاد و تنها کسانی که خداوند آنان را در اعتقاد به امامت او ثابت نگه داشته و توفیق دعا جهت تعجیل قیام و ظهور او می‌بخشد، از گمراهی نجات می‌یابند … (۲۵)و (۲۶)
منابع:
۱-کلینی، اصول کافی ج ۱، ص ۵۰۳ - شیخ مفید، الارشاد، ص ۳۳۵
۲- شیخ مفید، همان کتاب، ص ۳۳۵ - طبرسی، اعلام الوری، ص۳۶۶
۳-کلینی، همان کتاب، ص ۵۰۳
۴- وکانت من العارفات الصالحات وکفی فی فضلها انّها کانت مفزع الشیعة بعد وفاة أبی محمد شیخ عباس قمی، الأنوار البهیةص ۱۵۱
۵- صدوق، علل الشرایع ج ۱، باب ۱۷۶، ص ۲۳۰
۶- ابو جعفر محمد بن جریر الطبری، دلائل الامامة ص۲۲۳
۷-شیخ مفید، الارشادص ۳۴۵

۸- ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، ج‌۴، ص ۴۲۵
۹- رجال، ص ۴۲۷به بعد
۱۰- طبسی، محمد جواد، حیاة الامام العسکری، ص ۲۲۳ -۲۲۶ ۱۱- نجاشی، فهرست اسمأ مصنفی الشیعة، ص ۶۶ - شیخ طوسی، الفهرست، ص ۲۳

۱۲- شیخ مفید، الارشاد، ، ص ۳۵۱
۱۳-طوسی، اختیار معرفة الرجال، مشهد، ص ۵۳۲، حدیث ۱۰۱۵
۱۴- او به این جهت به ابوالأدیان شهرت یافته بود که با پیروان تمام دینها مناظره می‌کرد و مخالفین را مجاب می‌نمود (مدرس تبریزی، محمد علی، ریحانة الأدب، ، ج‌۷، ص‌۵۷۰)
۱۵- ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب ،ج‌۴، ص ۴۲۵
۱۶-بحار الأنوار، ج‌۵۰، ص ۳۳۱
۱۷- عثمان بن سعید بعدها به افتخار نمایندگی امام دوازدهم در غیبت صغری نائل گردید.
۱۸- شیخ طوسی، الغیبة،ص ۲۱۴
۱۹- شیخ مفید، الارشاد،ص ۳۴۳
۲۰-طبسی، شیخ محمد جواد، حیاة الامام العسکری،ص۲۱۷
۲۱- مسعودی، اثبات الوصیّة ، ص۲۳۴
۲۲- همان ص۲۴۶
۲۳-حسن بن علی بن شعبة، تحف العقول ص۴۸۷
۲۴- طبرسی،، اعلام الوری ص۳۷۵
۲۵- صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۳۸۴ باب ۳۸
۲۶- سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، ص ۶۱۵ -۶۶۲،دانستنیهای حضرت امام حسن عسکری علیه السلام ، واحد تحقیقات مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان،پیشوای یازدهم حضرت امام حسن عسکری (نشریه مؤسسه در راه حق). دورنمایی از زندگانی پیشوایان اسلام تألیف استاد آیت الله جعفر سبحانی - خاندان وحی و....

برگشت پرینت صفحه
اشتراک گذاری: