معرفی

شهری که اکنون خسروشاه نامیده می‌شود در هزاره اول قبل از میلاد، منطقه مسکونی قبیله‌ای بوده و نامش در آن زمان «آنیاشتانیا» بوده‌است. مطابق نوشته دیاکونف، مورخ مشهور روسی، در دوران حکومت ماد، قلاع این منطقه استراتژیکی بوده است. آنیاشتانیا هم مستثنی از این قاعده نبوده‌است. بنابراین آنیاشتانیا در منطقه‌ای که دارای دیوارهای بلند با ارتفاع ۵ الی ۷ ذرع و عرض ۲ الی ۳ ذرع و برج‌هایی به فاصله ۲۰۰ ذرع از همدیگر به‌صورت مضرس و دندانه‌دار بنا شده بود. این قلعه را مانند قلاع دیگر، رئیس ویس (قبیله) اداره می‌کرد و کنترل تمامی آن و همچنین باز و بسته بودن دروازه‌ها با دستور رئیس ویس امکان‌پذیر بوده‌است. روزها صبح زود فقط یک دروازه باز می‌شد و دامداران رمه‌های خود را به چرا می‌بردند، اما شب‌ها دروازه بسته می‌شد. در مراسم و جشن‌های مخصوص کشاورزان و دامداران به‌دستور رئیس قبیله هر دو دروازه باز می‌شد، اما هنگام احساس خطر و حمله قبایل دیگر فوراً دروازه‌ها بسته می‌شد و قلعه حالت جنگی به خود می‌گرفت. در فاصله‌ای نه چندان دور، قلعه دیگری به نام «قلعه دینگو» قرار داشت که در آن قلعه نیز که کوچک‌تر از آنیاشتانیا بوده، قبیله دیگری می‌زیستند که گاهی مورد هجوم قلعه آنیاشتانیا و یا بالعکس قرار می‌گرفتند.

اطلاعات تماس
  • آدرس: خسروشاه،
    کمربندی شهید کلانتری
  • تلفن: 984132442212+
  • ایمیل: info [ @ ] khosrowshah.ir

به مناسبت سالروز ولادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع)؛

چون حسين(ع) متولّد شد، خداوند به جبرئيل(ع) وحى كرد كه پسرى براى محمّد(ص) متولّد شده است. بر او فرودآ و شادباش گو و به او بگو على براى تو، مانند هارون براى موسى است. پس اورا به نام پسر هارون نام بگذار.

به مناسبت سالروز ولادت اباعبدالله الحسین(ع) گزیده ای از زندگانی امام حسین(ع) در دوران خردسالی بنابر آنچه در گزیده دانشنامه امام حسین(ع) آمده است در ادامه می آید؛

«بنا بر اكثر منابع و مشهورترين روايات، سال ولادت امام حسين(ع) سال چهارم هجرى است و عمر ايشان در وقت شهادت، پنجاه و هفت سال بوده است.»

«در زيارت سيّد الشهدا(ع) كه از امام صادق(ع) روايت شده، مى خوانيم : أشهَدُ أنَّكَ كُنتَ نورا فِي الأَصلابِ الشّامِخَةِ ، وَالأَرحامِ المُطَهَّرَةِ، لَم تُنَجِّسكَ الجاهِلِيَّةُ بِأَنجاسِها ، ولَم تُلبِسكَ مِن مُدلَهِمّاتِ ثِيابِها .گواهى مى دهم كه تو نورى در پشت هاى والا و رَحِم هاى پاك بودى. جاهليت با پليدى هايش تو را نيالود و جامه هاى سياه و تيره آن، تو را به خطا نينداخت.»

حسین نامی از سمت خدا

«بر پايه شمارى از روايات، نام گذارى امام حسن و امام حسين عليهماالسلام، توسّط پيامبر(ص) و با وحى الهى صورت گرفت. اين نام ها، نام فرزندان هارون، جانشين حضرت موسى(ع) است؛ همان «شَبَّر» و «شَبير» كه در زبان عربى، به «حسن» و «حسين» ترجمه مى شوند. گفتنى است نام هاى «حسن» و «حسين»، در ميان اعراب جاهلى وجود نداشته است. كنيه(ع)، ابو عبد اللّه و كنيه خاصّ او ابو على است. القاب ايشان، بسيار است، از قبيل: رشيد، طيّب، وفىّ، سيّد، زكىّ، مبارك، مطهّر، سِبط رسول اللّه، سيّد الشهدا، سيّد شباب أهل الجنّه»

در کتاب علل الشرائع به نقل از زيد بن على، از پدرش امام زين العابدين(ع) آمده است: «چون حسين(ع) متولّد شد، خداى متعال به جبرئيل(ع) وحى كرد كه: «پسرى براى محمّد، متولّد شده است. بر او فرود آى و شاد باش گو و به او بگو على براى تو، مانند هارون براى موسى است. پس، او را به نام پسر هارون، نام بگذار». جبرئيل(ع) فرود آمد و از جانب خداى متعال به او شادباش گفت و سپس گفت: «خداى عزوجل به تو فرمان مى دهد كه او را به نام پسر هارون بنامى». پيامبر(ص) فرمود: نام او چه بوده است؟ جبرئيل گفت: «شَبير». پيامبر(ص) فرمود: زبان من، عربى است. جبرئيل گفت: «او را حسين بنام»

عقیقه رسول خدا(ص) برای امام حسین(ع)

در کتاب الأمالى شیخ طوسى با سندی از امام(ع) نقل شده است: «اسماء بنت عُمَيس خَثعَمى برايم گفت: روز هفتم تولّد حسين(ع) ، پيامبر(ص) نزد من آمد و فرمود : «پسرم را بياور ». او را آوردم و با او همان گونه كرد كه با حسن(ع) كرده بود و يك قوچ سپيد براى او عقيقه كرد، همان گونه كه براى حسن(ع) كرده بود و رانش را به قابله داد و سرش را تراشيد و هم وزن مويش، نقره مسكوك صدقه داد و بر سرش عطر ماليد و فرمود: «خون ماليدن بر سر، سنّت جاهلى است»

گریه پیامبر(ص) در کودکی امام حسین(ع)

در کتاب عيون أخبار الرضا(ع)، با سندی از امام زين العابدين(ع) نقل شده است: «اسماء بنت عميس برايم نقل كرد: پس از يك سال، حسين(ع) متولّد شد و پيامبر(ص) آمد و فرمود: «اى اسماء! پسرم را به من بده». او را در پارچه سفيدى به ايشان دادم. پيامبر(ص) در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و او را در دامنش نهاد و گريست. گفتـ[م]: پدر و مادرم فدايت! چرا مى گِريى؟ پيامبر(ص) فرمود: «بر اين پسرم مى گِريم». گفتم: ای پیامبر خدا! او الآن متولّد شده است، فرمود: «پس از من، گروه ستمكار، او را مى كُشند. خداوند، شفاعتم را به آنان نرساند!». سپس فرمود: «اى اسماء! اين را به فاطمه مگو، كه او را تازه به دنيا آورده است.»

در کتاب المعجم الكبير به نقل از محمّد بن ضحّاك بن عثمان حزامى آورده است: «پيكر حسين(ع)، شبيه پيكر پيامبر(ص) بود.»

اهتمام پیامبر به امام حسن و حسین علیهما السلام

«گزارش هاى اهتمام پيامبر(ص) به پرورش امام حسن و امام حسين عليهماالسلام، على رغم همه تلاش ها براى محو فضايل اهل بيت عليهم السلام، در تاريخ، ثبت است. اين فصل، گزارشى از اين نمونه هاى ثبت شده در تاريخ است، مانند: غذا دادن پيامبر(ص) به امام حسن و امام حسين عليهماالسلام، بازى كردن پيامبر(ص) با آنها، بر دوش گرفتن آنها توسّط پيامبر(ص)، كُشتى گرفتن آنها در حضور پيامبر(ص) و موارد ديگر. اين همه، به علاوه ابراز محبّت عميق پيامبر(ص) به آنان، حاوى درس هاى آموزنده اخلاقى و تربيتى است.»

در کتاب الأمالى شیخ صدوق به نقل از زيد شحّام، از امام صادق(ع)، از پدرش امام باقر(ع) آورده است: «پیامبر(ص) به حسن و حسين عليهماالسلام فرمود: «برخيزيد و كُشتى بگيريد». برخاستند و كُشتى گرفتند. فاطمه عليهاالسلام براى برخى نيازهايش بيرون رفته بود و چون وارد شد، شنيد كه پيامبر(ص) ، حسن(ع) را تشويق مى كند و مى فرمايد: «هى ، حسن! بر حسين، زور بيار و زمينش بزن». فاطمه (ع) به پيامبر(ص) گفت: اى پدر! شگفتا! آيا حسن را در برابر حسين، بر مى انگيزى؟ آيا بزرگ را در برابر كوچك، بر مى انگيزى؟ پيامبر(ص) به فاطمه(س) فرمود: «دختر عزيزم! آيا خشنود نيستى كه من بگويم  اى حسن! بر حسين، زور بيار و زمينش بزن و اين دوستم جبرئيل(ع) بگويد: اى حسين! بر حسن، زور بيار و زمينش بزن؟»

برگشت پرینت صفحه
اشتراک گذاری: