معرفی

شهری که اکنون خسروشاه نامیده می‌شود در هزاره اول قبل از میلاد، منطقه مسکونی قبیله‌ای بوده و نامش در آن زمان «آنیاشتانیا» بوده‌است. مطابق نوشته دیاکونف، مورخ مشهور روسی، در دوران حکومت ماد، قلاع این منطقه استراتژیکی بوده است. آنیاشتانیا هم مستثنی از این قاعده نبوده‌است. بنابراین آنیاشتانیا در منطقه‌ای که دارای دیوارهای بلند با ارتفاع ۵ الی ۷ ذرع و عرض ۲ الی ۳ ذرع و برج‌هایی به فاصله ۲۰۰ ذرع از همدیگر به‌صورت مضرس و دندانه‌دار بنا شده بود. این قلعه را مانند قلاع دیگر، رئیس ویس (قبیله) اداره می‌کرد و کنترل تمامی آن و همچنین باز و بسته بودن دروازه‌ها با دستور رئیس ویس امکان‌پذیر بوده‌است. روزها صبح زود فقط یک دروازه باز می‌شد و دامداران رمه‌های خود را به چرا می‌بردند، اما شب‌ها دروازه بسته می‌شد. در مراسم و جشن‌های مخصوص کشاورزان و دامداران به‌دستور رئیس قبیله هر دو دروازه باز می‌شد، اما هنگام احساس خطر و حمله قبایل دیگر فوراً دروازه‌ها بسته می‌شد و قلعه حالت جنگی به خود می‌گرفت. در فاصله‌ای نه چندان دور، قلعه دیگری به نام «قلعه دینگو» قرار داشت که در آن قلعه نیز که کوچک‌تر از آنیاشتانیا بوده، قبیله دیگری می‌زیستند که گاهی مورد هجوم قلعه آنیاشتانیا و یا بالعکس قرار می‌گرفتند.

اطلاعات تماس
  • آدرس: خسروشاه،
    کمربندی شهید کلانتری
  • تلفن: 984132442212+
  • ایمیل: info [ @ ] khosrowshah.ir

تحليل آیةالله خسروشاهي از انفجار بيروت

آیةالله خسروشاهي در روزنامه شرق نوشت: گروهی که تحت عنوان «عبدالله عزام»، مسوولیت حمله به سفارت جمهوری اسلامی ایران در بیروت را برعهده گرفته، مشخص نیست وجود خارجی داشته باشد.

آیةالله خسروشاهي در روزنامه شرق نوشت:

 گروهی که تحت عنوان «عبدالله عزام»، مسوولیت حمله به سفارت جمهوری اسلامی ایران در بیروت را برعهده گرفته، مشخص نیست وجود خارجی داشته باشد.

اینکه یک خبرگزاری به اعلان غیررسمی توسط یک گروه استناد کند، ماهیت آنها را نشان نمی‌دهد. شاید برای خوانندگان جالب‌توجه باشد که بدانند «عزام» فردی عرب‌تبار و از مجاهدین معروف در افغانستان بود که علیه شوروی مبارزه می‌کرد و البته با رهبران جهادی، اختلافاتی داشت.

او فردی میانه‌رو بود که در یک حمله تروریستی در سفر به پاکستان کشته شد و به شکلی سوال‌برانگیز، بعدها سلفی‌ها از نام وی برای ساختن هویت‌های جعلی برای گروهک‌های خود سوءاستفاده کردند. به نظر می‌رسد رژیم‌صهیونیستی یا تامین‌کنندگان مالی گروه‌های تروریستی سلفی - تکفیری که یکی، دو کشور مشخص عربی در شورای همکاری خلیج‌فارس هستند، در پس این ماجرا قرار دارند و این نام، آدرسی نادرست است.

البته تلاش وافر این کشورها علیه ایران که در ماه‌های اخیر تشدید شده است، از آغاز سقوط رژیم‌های دیکتاتوری عربی، وارد مرحله تازه‌ای شد و این‌روزها که ایران، در حال تثبیت موقعیت خود در مذاکرات بین‌المللی است، نگرانی آنها به شکل فزاینده‌ای افزایش یافته است. در این میان این تحول را نمی‌توان بی‌ارتباط با وقایع سوریه دانست. یکی از کشورهای عربی به صراحت از ایالات متحده خواسته تا به سوریه حمله کند و همه هزینه آن را نیز برعهده گرفته است. در شرایطی که تحولات سوریه به هیچ عنوان به سود تامین‌کنندگان مالی و آمران گروه‌های سلفی - تکفیری در سوریه نیست، مواضع روز عاشورای سیدحسن نصرالله و مشخص‌بودن سیاست خارجی جمهوری اسلامی در خاورمیانه و به‌ویژه لبنان و سوریه، انگیزه برای انجام این حرکت تروریستی بی‌حاصل را ایجاد کرده است. سیاست خارجی ایران به‌عنوان پشتیبان یکپارچگی لبنان و حامی مقاومت به‌عنوان نیروی منسجم در مقابل رژیم صهیونیستی، حتما برای برخی دولت‌های مرتجع منطقه، قابل تحمل نیست. در مورد سوریه نیز موضع ایران ثابت و قابل دفاع است.

وقایعی مانند حمله به سفارت جمهوری اسلامی در بیروت، تغییری در این سیاست ایجاد نمی‌کند. گروه‌های تکفیری و حامیان آنها حتما می‌دانند که توان آنها در انجام حملات تروریستی تا چه اندازه محدود و ناچیز است. تنها تاسف این حادثه، ازدست‌دادن شیخ ابراهیم انصاری است. جناح اسراییل، عربستان، قطر و برخی کشورهای غربی بهتر است واقعیات منطقه را درک کرده و بیش از این، نفرت مردم ایران از خود را افزایش ندهند. این وقایع بیش از پیش نشان می‌دهد که اسراییل و برخی کشورهای دیگر، فقط زبان زور و ترور را می‌فهمند و تنها با این زبان است که می‌توان با آنها سخن گفت!

برگشت پرینت صفحه
اشتراک گذاری: